پنجشنبه شب ها...

 باشلوار گشاد در راه سینما

با قاره سیاه از بین مانع ها

با هم دویدن ها در کوچه شما

پست سرت منم  بی چون وبی چرا

ابری است هوا ولی

دارم ترا به یاد

پنجشنبه شب ها

در راه سینما

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر دنیا

چرا خود را خدا خواندی، تو که قادر نیستی. چرا خود را خدا خواندی تو که عادل نیستی. چرا خود را خدا خواندی تو خود را پنهان کردی .

زن ج ی ر ی

تو راست میگی در دور هم ذره هست و ما دورتر از دور هر ذره

رضا

باریکلا!خدایی ژیشرفت کردی.به حرف محمدم دقت کند.خیلی معنی داره ها!

محمد {میرا }

الان که دوباره خوندم این چهارتا رو محتاج رو بیشتر دوست داشتم :دی شیخ در ادامه ی چت می گوید: .. گونه هام خشکیده شد ، کاری بکن غیر گریه مگه کاری می شه کرد؟ کاری از ما نمی آد ، زاری بکن ... برم گوشش کنم

لبخندایرانی

دوشنبه٢٩ تیر ١٣٨٨گذراندن یک روز شاد در وبلاگ لبخند ایرانی برای شما دوستان خوب با ویژه نامه ی عید مبعث از تمام شما دوستان خوب دعوت بعمل می آید تا در آن روز با بازدید از این وبلاگ لبخند را این بار خود بر لب هایتان بنشانید وعده ی ما١٠صبح به وقت تهران در وبلاگ لبخند ایرانی

مسافر دنیا

گفتم مرا قاطی این جماعت کردی؟؟ گفتش تو خود ، خود را سوا کردی گفتم اگر امروز جدایم ز بد حالیست گفتش نگفتم ادعایت تو خالیست

معصومه

سلام دوست عزیز من شما رو لینک کردم اگر خواستی با نام ( رازهای هستی ) لینکم کن [لبخند]

محمد {میرا }

محسن ن ن ن ن ن چرا آپ نمی کنی ؟ من چه چرتی بگم الان؟هوووم؟!