اینهمه آدم هایی که میان  و میرن

اینهمه صداهایی که می شنوی

اینهمه نمازهای قضایی که داری

اینهمه رأی...

اینهمه هیاهو

اینهمه تهمت

اینهمه بهمن کوچولو

اینهمه رفتن و رفتن

تو کجایی؟

/ 6 نظر / 11 بازدید
محمد

هر جا اسم بهمن می آید کلی می رود روی قیمتش پست معرکه ای بود بهم خبر بده که لینکت رو می شه توی لینک هام بذارم یا ترجیح می دی عزلت نشین باشی فعلا

محمد

قرارتان دادیم با افتخار محسن عزیز شما عادت به کوتاه خواندن دارید ، بنده لیکن هنوز توانایی کشف معنای کامنت به سبک حروف مقطعه را ندارم سپاس

مادرم با مردي مسلمان ازدواج كرد تا از چشم بد و آزار دزدان در امان باشد ............پدرم كه از دنيا رفت مردي كه ظاهرآ با پدر دوست بود و او هم مسلمان بود به جاي پدر نشست از ناپدري بچه هايي بوجود آمد كه ما يكديگر را با وجود ناتني بودنمان دوست ميداريم پدر اصلحه اي داشت براي محافظت خانه و جان ما فرزندانش نا پدري اصلحه را بدست گرفته و با قضاوت نا بجايش به سينه ي فرزندان پدر نشانه ميرود از دايي عزيزم گله مندم چرا به ناپدري اعتماد كردي و اينهمه اختيارات خانه را به او دادي تو قيم ما بودي .........و نيز هم اكنون به جز تو دلسوز ديگري نداريم پدر جاي تو خالي .............

...

khodaro shokr mikonam ke salemi...

...

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بذست طفلی گستاخ و بی پروا و بازیگوش و او یک ریز و پی در پی دم گرم خمودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خقته را آشفته تر سازد بذینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را... "دکتر علی شریعتی"

محمد

انا لله وانا الیه راجعون لیکن ظاهرا برعکس قضیه جواب نمی دهد بزرگوارا ! دعوا که نداریم حقا اگر مقوله ی درازا مطرح شود ، آن جنابتان بحرطویلی مرقوم نمودید که 220 از ماتحت مربوطه جهاند و عطر همدردی به دامان بی عفتمان فشاند که اهل فن بر نبشته گفته اند:ابرو میندازه بالا بالا ناقلا خودتی و آن هيکل درازت وآن اميرآقای نازت که شنيده ام لازم کرده که یک نگاه به پشت بام ما بندازد لیکن از آن دست تهران زدگی هامان ، حسودان بدگهر و عنودان تنگ نظر آمدندومی زديم چندی قبل و کسی هم باد نزد اما ، باد ما را با خود ظاهرا برد تا انکه این همه بنویسم در آن وبلاگ کوفتی تا درودی دیگر علی الحساب بدرود