پالتو...

می گفت لباس گرم بپوش ، یه وقت سرما نخوری .سرش رو جوری کج می کرد و نگاهم می کرد که چشماش قشنگ تر دیده می شود.به صورتش یه نگاه می کردم ، از دور یه بوس می فرستادم واسش.لبش رو گاز می گرفت آروم پلک می زد.پالتوم رو تنم کردم راه افتادم و رفتم.حالا تنها فکرم اینه که نکنه سیگارام تمام شه

/ 3 نظر / 20 بازدید
تو

چند تا نخ همیشه یه کنج دنج بزار واسه یه همچین روزایی...

فعلن مینا

عالی بود محسن. عالی