شب مست بود

شب مست بود

و آواز از حنجره ام نامفهوم

روی حافظ خاک بود

لایه لایه ی مغزم، تراوش اشک بود

قرآن بود...

استخاره بود...

تردید بود

تردید...

تردید...

شب مست بود

اما بود!

و من در پی حاجت خیر

به دنبال بهانه ی برای استخاره

شب مست بود و جای آوازم

پُر شد از زُوزه ی گرگهای شغال صفت

من کم بودم، همان شب که مست بود

شب خِجل بود

و آن شب، شبِ اشک بود

و گریستم برای مردمانی که خواب اند

شب مست بود.

ستاره بود و مَه

ناز بود، باران بود، اشک بود

اما بود...

/ 0 نظر / 28 بازدید