تمام شد...

تمام شد ...

شروعی به آن زیبایی

امشب اینگونه تمام شد.

و من اشک هم نریختم...

تمام شد ...

آن رویا ها

آن فردایی که تدایی می کردیم.

حتی فرصت نشد تا اسم بچه مان را بگذاریم.

و با این سرعت 

 تمام شد.

خدا می داندمن می مانم یا نه؟

و پایان راه عشقی که بوی ریا بگیرد اینست.

تمام شد به همین آسانی.

و من دل به هیچ کس نخواهم بست

که اینگونه بازی ام دهدو پرپرم کند در جوانی.

دلم می سوزد برای بازیچه بعدی

که از آن کیست؟

تمام شد به همین آسانی.

تمام شد...

  
نویسنده : ققنوس ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦
تگ ها :