اين ماه من است....

این ماه من است.

ماه خنده هایم

ماه شکفتنم

ماه تولدم...

هر سال  در این ماه لبریز از عشق بودم  از شادی از حس پر بار بودن.

امسال هم هستم ...

اما کمی غریب.

 امسال سکوتم پرمعناست.

و درد این بیماری هم قشنگ.

البته کمی هم حسرت می خورم که جز مادر نوازشگری ندارم.

ماین مهم هم نیست.

امسال تنهایم.

و این ایرادی نیست.

من این درد و این تنهایی را دوست دارم.

امسال چون کسی نیست.

لمس دست نوازشگر مادرم برایم پر معناتر است.

امسال تجربه ام زیاد تر شده.

و قلبم کمی سنگ تر .

امسال فقط خاطرات را مرور می کنم.

و  با خاطرات تلخ وشیرین گاهی می خندم وگاهی...

وبعد هر  بار خواندن فقط افسوس می خورم...

مهم نیست اینها همه زیباد بود و من این زیبایی را دوست دارم .

مهم این است از امروز یک صفحه از دفتر زندگی ام ورق خورد.

و من این صفحه را هیچ فقط دور نمی اندازم.

چون به من فهماند با نوای هر غریبی هم نوا نشوم.

و احساس پاک دلم را فقط در خلوت برای خدا بگوییم.

 و من از امروز فقط به فردا می نگرم .

به فردایی که این حواشی جایی در آن ندارد....

و فقط از خدا مدد می خواهم

و بلند می گویم.

بسم الله....

و شروع می کنم...

  
نویسنده : ققنوس ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها :