منو ببخش...

منو ببخش به خاطر آنچه که کردم

به خاطر آن حرفها

و این کارها

منو ببخش و صدایم کن

و بدان اگر من ببخشم و تو هم بگذری

باز هم فردا مال ماست

حال که ما به این عشق به این درجه از پیشرفت رسیدیم

چرا از آن استفاده نکنیم

تو می دانی من هنوز  دیوانه آن صدا و آن بوسه هایم

و اشک تنها هدیه ای است که می توانم در خلوت به تو بدهم

و این حس را از من نگیر  که من بی آن می میرم

البته این تردید هم کشنده است

رعنای عزیز  دیوانه ی صداقتت شده ام

و این حس را تا مرگ از من نگیر

خورشید بانوی قصه هایم دوستت دارم

  
نویسنده : ققنوس ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :