حس حضور...

کشاکش امروز ثانیه ها

آنقدر کندند لعنتی ها

که گاهی مرا نظاره می کنند

و می خندند به من

بیزارم از من ها

ونفرین بر اینها

که انگار از ما ندارند درخود

ما آن ملوس خفته در کنار شومینه ایم

برای این چنین ها

آن هم با چشمان نیمه باز

و غذای شب مانده...

  
نویسنده : ققنوس ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :